بیوگرافی نیکلاس مادورو - دیکتاتور ونزوئلا

رایان . م 1404/10/14 سرگرمی
بیوگرافی نیکلاس مادورو - دیکتاتور ونزوئلا
برای نوشتن از «نیکلاس مادورو»، باید کلیشه‌های رایج درباره سیاستمداران کت‌وشلواری را دور بریزید. داستان او، قصه صعود عجیب مردی است که از پشت فرمان اتوبوس‌های کاراکاس، به صندلی ریاست‌جمهوری یکی از استراتژیک‌ترین کشورهای جهان رسید.

از فرمان اتوبوس تا دستبند عدالت: سقوط مرد شکست‌ناپذیر کاراکاس

تا همین دو روز پیش، او قدرتمندترین مرد ونزوئلا بود؛ کسی که در برابر تحریم‌ها، کودتاها و اعتراضات خیابانی، مثل صخره‌ای سخت ایستادگی می‌کرد. اما حالا، تصویر نیکلاس مادورو نه در کاخ ریاست‌جمهوری میرفلورس، بلکه در صدر اخبار جنایی و قضایی جهان نشسته است. داستان او، عجیب‌ترین سقوط یک رهبر در قرن بیست‌ و یکم است.

پسری از محله‌های جنوب؛ ریشه‌های سرخ

نیکلاس در سال ۱۹۶۲ در کاراکاس متولد شد. برخلاف رقبای سیاسی‌اش که در دانشگاه‌های گران‌قیمت آمریکا و اروپا درس می‌خواندند، او در محله‌های کارگرنشین بزرگ شد. پدرش رهبر اتحادیه بود و نیکلاس از همان نوجوانی، سیاست را با طعم اعتراض و بوی لاستیک‌های سوخته در خیابان آموخت. او هیچ‌وقت یک آکادمیسین نبود؛ او مردی بود که «زبان کوچه» را بهتر از هر کسی بلد بود.

ایستگاه مترو؛ جایی که همه چیز شروع شد

سال‌ها پیش از آنکه مادورو به عنوان رئیس‌جمهور شناخته شود، او یک راننده اتوبوس در شرکت متروی کاراکاس بود. اما او فقط پشت فرمان نمی‌نشست؛ او در حال سازماندهی یکی از قدرتمندترین اتحادیه‌های کارگری کشور بود. همان‌جا بود که با سیلیا فلورس آشنا شد؛ وکیلی که بعدها همسر و «بانوی اول» قدرتمند او شد. این دو نفر، تیمی را تشکیل دادند که دهه‌ها بر سیاست ونزوئلا سایه انداخت.

سایه وفادار «ال‌کوماندانته»

وقتی هوگو چاوز در سال ۱۹۹۲ پس از یک کودتای نافرجام زندانی شد، مادورو و همسرش تنها کسانی بودند که برای آزادی او جنگیدند. چاوز بعدها این وفاداری را با سپردن کلیدی‌ترین پست‌ها به مادورو جبران کرد. مادورو از وزارت خارجه تا معاونت ریاست‌جمهوری را طی کرد و به «دست راست» چاوز تبدیل شد. در نهایت، چاوز در آخرین سخنرانی پیش از مرگش، با دستانی لرزان به مادورو اشاره کرد و گفت: «اگر اتفاقی برای من افتاد، به او رای دهید.»

دوران طوفانی: رقص روی لبه تیغ

از سال ۲۰۱۳ که مادورو رسماً جایگزین چاوز شد، ونزوئلا وارد سیاه‌ترین دوران اقتصادی خود شد. ابرتورم، فقر مطلق و مهاجرت میلیونی مردم، کشور را به مرز فروپاشی برد. اما مادورو راننده‌ای بود که انگار در تندترین پیچ‌ها، ترمز بریدن را بلد نبود. او با تکیه بر ارتش و ائتلاف با قدرت‌های شرق، تمام تلاش‌های داخلی و خارجی برای برکناری‌اش را خنثی کرد و به «مرد شکست‌ناپذیر» مشهور شد.

پرده آخر: صاعقه‌ای در آسمان کاراکاس

اما هیچ‌کس برای آنچه دو روز پیش رخ داد، آماده نبود. در یک عملیات پیچیده و غافلگیرانه که جزئیات آن هنوز در هاله‌ای از ابهام است، ایالات متحده موفق شد مادورو را دستگیر کند. مردی که سال‌ها با سخنرانی‌های آتشین، واشنگتن را «شیطان بزرگ» می‌نامید، حالا باید در خاک همان کشور و در برابر قضاتی بایستد که او را به قاچاق بین‌المللی مواد مخدر و نقض گسترده حقوق بشر متهم کرده‌اند.

تصویر او در دستان نیروهای امنیتی، پایانی بود بر رویای «چاویسم» که روزگاری قرار بود بهشت فقرا باشد.

ونزوئلای پسا-مادورو: ابهام یا امید؟

سقوط مادورو تنها دستگیری یک فرد نیست؛ فروریختن یک ساختار قدرت است که بیش از دو دهه بر ثروتمندترین کشور نفتی جهان حکم راند. حالا که راننده قدیمی از صندلی قدرت پایین کشیده شده، سوال بزرگ این است: آیا ونزوئلا می‌تواند از ویرانه‌های این دوران، دوباره جوانه بزند یا این سقوط، آغازگر هرج‌ومرجی جدید خواهد بود؟


نظرات (0)

ارسال نظر جدید
لطفاً نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید.
لطفاً یک ایمیل معتبر وارد کنید.
لطفاً نظر خود را وارد کنید.

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

رایان .  م

نویسنده:

رایان . م
رایان، علاقمند به فلسفه و عرفان. عاشق مطالعه و تجربه. همیشه دوست داشتم یه سری فکر ها و دغدغه هام رو بنویسم. از فرد تا جامعه و از جامعه تا ماورا. اینجا فرصتیه که بعضی مطالب رو با شما به اشتراک بذارم.